ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
192
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
اسراء حاضر و ناظر باشد . خاقان خادم را همراه او فرستاد و بهر دو دستور داد كه مسلمين گرفتار را اول امتحان كنند هر كه بگويد قرآن مخلوق است آزادش كنند . همچنين بايد معتقد باشد كه خدا در روز قيامت ديده نخواهد شد . هر كه عقيده بخلق قرآن و عدم مشاهده خداوند داشته باشد آزاد و به او يك دينار هم داده شود و هر كه اين عقيده را نداشته باشد در دست روم اسير بماند . در روز عاشوراء سنه دويست و سى و يك مسلمين تجمع كردند و اسراء مسلمان كه نزد روم بودند احضار شدند و مسلمين هم اسراء روم را حاضر كردند رودخانه هم فاصل بين طرفين بود . مسلمين يك اسير آزاد مىكردند كه روميان در قبال او يك اسير مسلمان رها مىكردند كه هر دو در وسط رودخانه مقابله مىكنند و هر يكى از آن دو بقوم خود ملحق مىشد . چون اسير مسلمان نزد مسلمين باز مىگشت . همه تكبير مىكردند همچنين روميان براى اسير خود فرياد شادى مىزدند . تا آنكه عمل مبادله اسراء پايان يافت . عده اسراء مسلمين چهار هزار و چهار صد و شصت تن بود . زنان و كودكان اسير مسلمان هم بالغ بر هشتصد تن بود . اهل ذمه كه غير مسلمان و در پناه مسلمين بوده و اسير شده و باز گشتند ( و در حساب اسراء مسلمان در آمدند زيرا خانوادههاى آنها در بلاد اسلام زيست مىكردند ) صد تن بودند . ( و اين دليل عدالت مسلمين بود كه آنها را مانند خود دانستند و به حساب آوردند ) . رودخانه گود نبود و اسراء طرفين مىتوانستند از آن عبور كنند . گفته شد پل بر آن بسته بودند . چون عمل فدا و مبادله اسرا انجام گرفت احمد بن سعيد بن مسلم باهلى آغاز جنگ و غزا نمود ولى هنگام لشكر كشى سپاهيان دچار برف و باران شدند و عده دويست تن از آنها مردند و مانند همين عده اسير شدند و بسيارى از آنها غرق شدند . واثق بر احمد خشم گرفت زيرا قبل از واقعه بعضى از طريق روم آمده به او اخطار كردند و او توجه نكرد زيرا سران سپاه به او گفتند : لشكرى كه عده آن هفت هزار تن باشد باكى بر او نخواهد بود . بهتر اين است